در باد میرقصند
در باد میرقصند
اثراسماعیل امامی
دو ماه از آمدنمان به جزیره میگذرد؛ پنج مهندس و پانزده سرباز که جایگزین یک تیم دیگر شدیم.
پنجاه روز پیش آفتاب نزده، جزیره را در عرض بیست دقیقه دور زدیم.
سی و نه روز پیش در یک حمله هوایی، اولین نفر از گروه ما کشته شد.
بیست و پنج روز پیش، رادیو اعلام کرد آمریکا محاصره اقتصادی شدیدتری را علیه ایران از سازمان ملل خواستار شده است.
بیست و چهار روز از شهید شدن مهندس ارشد و شش نفر از سربازان میگذرد.
هجده روز پیش که یکی از بچهها گفت: فقط جنگندههای آمریکایی به جزیره حمله میکنند، هیچ کدام، باورمان نشد.
از پانزده روز قبل هیچ نفتکشی به جزیره نیامده است.
دوازده روز پیش، قبرهای جزیره، ده تا شد.
هفت روز پیش، نزدیکترین دوستم مقابل چشمهایمان روی سکوی نفت آتش گرفت.
چهار روز قبل، پانزدهمین پرچم را روی پانزدهمین قبر برافراشتیم.
سه روز قبل، تمام ذخیره غذاییمان در انبار سوخت.
دو روز است نخوابیدهایم. سرمان به شدت درد میکند.
دیروز سه نفر دیگر از دوستانمان در بمباران جان سپردند و سه پرچم دیگر در جزیره برافراشته شد.
پنج ساعت پیش با آخرین سرباز، قبری برای خود کندیم.
سرباز گفت: تنها یک پرچم باقی مانده است. ما فقط یک قبر کندیم.
دو ساعت پیش آخرین سرباز، پشت ضد هوایی ترکش خورد و من آخرین پرچم را روی قبرش برافراشتم.
یک ساعت قبل، پشت پدافند نشستم.
نیم ساعت قبل، آخرین نامه دخترم را برای صدمین بار خواندم.
ده دقیقه قبل، پنج بمب افکن جزیره را به آتش کشیدند.
نه دقیقه قبل، ترکش سه جای بدنم را پاره کرد. از هفت دقیقه قبل شروع به نوشتن کردهام.
سه دقیقه قبل، سومین جنگنده دشمن را منهدم کردم.
یک دقیقه پیش عکس دخترم از جیبم افتاد. دخترم نگاهم میکرد.
تا سی ثانیه پیش دستهایم هنوز توان شلیک داشتند.
بیست ثانیه قبل آفتاب پشت دریا گم شد.
10ـ پلکهایم سنگین شده است.
9ـ افق در دور دست سرخ سرخ است.
8ـ نوزده پرچم در باد میرقصند.
7ـ صدای بمب افکنی، گوشهايم را پر میکند.
6ـ به پهلو میافتم.
5ـ باد دخترم را میبرد.
4ـ باران، جزیره را میگیرد.
3ـ نفسم بالا نمیآید.
2ـ قلبم میخواهد نزند.
1ـ قلم از دستم ...